نقدي بر نشريه نماينده ( شهرستان دزفول )
شب گذشته ( 16/02/1389 ) نشريه تك برگي « نماينده » اين بار تحت عنوان « افشاگري » در تيراژ وسيع منتشر شد كه البته بيشتر به اغواگري پرداخته بود تا افشاگري .
عجيب اينكه اين اغواگري بيش از آنكه بخواهد به تبرئه آوايي از سخنان موهن خويش كمك نمايد در واقع به افشاي رسوايي نماينده پرداخته است .
آقاي نماينده گرچه با ضبط مكالمات به صورت مخفيانه اصول قانوني و اخلاقي را زير پا نهاده اند ، اما با تقطيع ماهرانه و بعضاً سانسور ناشيانه مكالماتي كه مابين خود و امام جمعه محبوب شهرستان واقع ده در صدد برآمده است تا توهين هتاكانه خويش به علما م مراجع را دروغي بزرگ معرفي نمايد .
1 – در قسمتي از سانسور ناشيانه مكالمات ، جايي كه حجت الاسلام قاضي در رابطه با حل مسئله خانقاه مي گويد : « من راهكار قانوني را دنبال كرده ام و راه قانوني شوراي تأمين است » ، آوايي چه جوابي داده است كه امام جمعه اينگونه فرياد تكبير بر مي آورند كه :
« آيا همه اراذل و اوباشند ؟ الله اكبر يعني سپاه ... » ؟؟!!
آيا جز اين است كه آقاي نماينده راهكار و مرجع قانوني شوراي تأمين را نيز برنتافته و به هتاكي نسبت به اعضاي شوراي تأمين استان پرداخته اند ؟
چرا توهين آوايي كه عكس العمل امام جمعه عزيز را در پي دارد سانسور شده است ؟
البته از پاسخي كه بعداً به امام جمعه مي دهند به راحتي مي توان فهميد كه قسمت سانسور شده چه بوده است .
آنجا كه مي گويد : « هر كه قانون شكني كند بله اراذل و اوباش است ، با هر لباس و عنواني مي خواهد باشد » .
2 – آقاي نماينده كه بارها دم از قانون زده اند آيا تصميم شوراي تأمين استان به عنوان يك مرجع رسمي را قانوني نميدانند ؟؟!! يا اينكه منشأ هر قانوني كه مخالف با نظر ايشان و دراويش است را از سوي اراذل و اوباش مي خوانند ؟
3 – در قسمتي از گفتگوي منتشر شده ، آوايي به حجت الاسلام قاضي مي گويند كه « اتفاقاً علماي با تقوا هيچ مشكلي با اينها ( دراويش )نداشته اند » .
البته امام جمعه با ذكر دو نكته از مرحوم آيت الله قاضي و مرحوم آيت الله معزّي ، شائبه سكوت علماي دزفول را تكذيب مي نمايند ، اما يؤال از آوايي اين است كه چگونه تمام علماي اعلام و مراجع عظام را كه در بدعت ناميدن دراويش فرقه منحوس ذهبيه و رد تصوّف استفتاء دارند ، بي تقوا مي دانند ؟
آيا حضرت آيت الله مكارم شيرازي در پاسخ به استفتاء مردم نفرمودند : مسؤلين محترم دزفول هم نبايد اجازه تأسيس يا تعمير خانقاه تحت هر اسم و عنواني به آنها بدهند ؟!
آيا آيت الله بهجت در پاسخ به استفتاء مردم نفرمودند : تأسيس و ترويج اين قبيل امكن و مجالس ،كلاً جايز نيست و نهي از منكر و جلوگيري از آنها با احراز شرايط امر به معروف بر همگان واجب است .
آيا حضرات آيات عظام فاضل لنكراني ، صافي گلپايگاني ، علوي گرگاني ، شفيعي دزفولي و ... از جمله مراجعي نبودند كه در پاسخ به استفتاء مردم دزفول و اتفاقاً در رابطه با همين خانقاه ، آن را بدعت ، خلاف شرع ، حرام و غير مجاز دانستند ؟!
آيا از نظر جنابعالي همه اين مراجع چون با دراويش عزيز شما مشكل دارند ، بي تقوا ناميده مي شوند ؟!
شما با اين افشا گري ، ماهيت خود را افشا كرده ايد ؟
4 – آقاي آوايي شما كه به دروغ خود را مقلد امام و رهبري خوانده ايد ، چرا به اين بزرگواران نسبت دروغ بسته ايد ؟
آيا براستي جنابعالي نظرات امام راحل در حديث نهم از كتاب چهل حديث ايشان و استفتاء و بيانات روشن رهبر معظم انقلاب را در رد تصوّف و بدعتگزاران نمي دانيد يا اينكه آنها را به عنوان عالم و مرجع قبول نداريد ؟؟!!
5 – در پشت اين نشريه يك نامه منسوب به آقاي اراكي را منتشر كرده ايد كه البته جز منحرف نمودن اذهان عمومي ، ربط دروغين موضوع به آقاي اراكي و شخصي نمودن مسئله در آن هدفي متصور نيست .
اگر اين تنها سند شما براي انتصاب بيمارستان دولتي غدير به آقاي گنجويان است ، چرا به مردم نمي گوييد كه علت مصادره منزل آقاي گنجويان تبريزي توسط دادگاه انقلاب چه بوده است ؟
شما كه خوب مي دانيد با فرار كردن گنجويان به انگليس !!! به دليل همكاري او با رژيم طاغوت و عضويتش در لژ فراماسونري ، تمامي اموال و املاك وي توسط دادگاه انقلاب و به نام دولت جمهوري اسلامي مصادره شده بود .
پس يقين بدانيد كه فروش منزل يك فراري ضد انقلاب كه در مالكيت و مصادره دولت قرار گرفته است و اهداي هزينه آن براي احداث يك بيمارستان دولتي ، امري خير و از اوضح مصاديق بر است .
و البته دراويش عزيز شما با تقديم يك منزل در مصادره دولت ، روغن ريخته را به بيمارستان هديه كرده اند .
6 – آقاي آوايي ؛ شما در صفحه اول نشريه خود و با انتشار فرازي از گفتگوي سانسور شده خود با امام جمعه محترم ، تمام تلاشتان را براي تبرئه خويش از اتهام توهين به علما و مرجعيت به كار بسته ايد ؛ ام در آن سوي صفحه با جسارت تمام و با يك مصاحبه موهن ، در صدد تخريب شخصيت و توهين به ساحت نماينده معزز ولي فقيه و عالم بزرگوار دارالمؤمنين حضرت حجت الاسلام سيد محمدعلي قاضي ( حفظ الله ) برآمده ايد ؟
در يك سو دم از ولايت مي زنيد و در سوي ديگر با دروغ هاي بزرگ به توهين و تخريب نماينده ايشان همت مي گماريد !!!
آيا اين نشريه دو روي شما نشاني از چهره منافقانه شما نيست ؟!!
به راستي كدام يك را بايد پذيرفت ؟ قسم حضرت عباس يا دم خروس را ... ؟؟!!
7 – آوايي بايد بگويد دليل اين همه حمايت افراطي كه در مكالمات منتشره از سوي ايشان موج مي زند ، چيست ؟
پس از 6 سال مردم دزفول بايد بدانند كه آوايي نماينده مردم است يا نماينده آقايان دراويش ؟؟
با انتشار اين نشريه ، دروغ بزرگ آوايي كه سالها خود و جايگاه نمايندگي را بي ارتباط با موضوع خانقاه ناميده و حمايت از دراويش را تكذيب مي نمود ، افشا گرديده است .
آيا آوايي هنوز هم مي تواند حمايت صريح خود از دراويش و فرقه منحوس ذهبيه را كه اين بار در نشريه نماينده متجلي شده است انكار نمايد ؟؟!!
در حالي كه شهرهاي اطراف به بركت تلاش دولت خدمت گزار و همراهي نمايندگان مردم در مسير توسعه شتابي افزاينده گرفته اند ، و ده ها كارخانجات بزرگ صنعتي و سرمايه گذاري هاي كلان اقتصادي حاصل زحمات آنان براي رفع مشكل بيكاري و اعتياد و ناامني است ، آوايي بايد به مردم بگويد كه براي آنها چه كرده است ؟
نماينده اي كه تمام همت خويش را مصروف حذف نام زيباي غدير و بالا بردن اسن يك ضد انقلاب فراري بر سردرب بيمارستان دولتي شهر نموده است ، از درد بيكاري و رنج اعتياد و مشكل ناامني چه مي فهمد ؟
آيا نماينده اي كه تمام تلاش خود را براي احداث و حفظ خانقاه هزينه مي كند ، براي پيگيري احداث كارخانجات توليدي و صنعتي ، انگيزه و رمقي خواهد داشت ؟
8 – شما در مصاحبه تان گفته ايد كه « جرم من اين است كه به برخي از اين ها پست نداده ام . »
آقاي نماينده ؛ چه كسي از شما پست خواسته است ؟
انگار فراموش كرده ايد كه مردم گرچه شما را نماينده خود نمي دانند ، اما در اين جايگاه از شما خدمت صادقانه مي خواهند ، نه پست و موقعيت .
اگر چه شما با اين سخن خيانت خود را به مردم و دولت اصولگرا افشا كرده ايد ؛ اما سؤال اين است كه شما چه حقي داريد كه در حوزه اجرايي دخالت نموده و به كسي پست داده يا از كسي پست بگيريد ؟؟!
انگار يادتان رفته كه مردم دزفول با بيش از 70 درصد آراء ، دولتي را نتخاب كردند كه مورد تخريب ناجوانمردانه شما واقع مي شد ؛ در حالي كه هم جنابعالي در انتخابات مجلس و هم سركرده فتنه در انتخابات رياست جمهوري كمتر از 30 درصد آراء را در شهر كسب نموده ايد ، اينك چگونه و با چه رويي در انتصاب دولت اصولگرا دخالت مي كنيد تا مدافعان دراويش و فتنه سبز را بر روي كار بگماريد ؟!
9 – آقاي آوايي شما در ابتداي مصاحبه خويش شروع اين دعواها را به آقاي اراكي نسبت داده ايد .
چرا مخالفت مردم ولايتمدار دزفول با جريان بدعت و فتنه را جنگ بين دو نفر معرفي مي كنيد ؟!!
آيا فضاي امنيتي در حال انفجار دارالمؤمنين بايد منجر به يك اقدام انقلابي شود تا بدعت و انحراف از اين شهر برچيده شود ؟ شما كه در اين 6 سال شهامت حضور در جمع جوانان و عموم مردم دارالمؤمنين را از بيم خشم انقلابي آنان نداشته ايد ، چگونه است كه هنوز اين مخالفت ديني علما و مردم با جريان ضاله بدعت را مسئله شخصي معرفي مي كنيد ؟!
10 – آوايي در قسمتي از مصاحبه ، امام جمعه محترم و خلف صالح مرحوم آيت الله قاضي را متهم به دريافت مبالغ سنگيني از عوارض مردم از شهرداري و شوراي شهر نموده ايد . در استعلاماتي كه از شهردار و شوراي محترم شهر صورت گرفت مشخص شد كه اين سخن از اساس دروغ است و امام جمعه محترم نيز در پاسخ به اين سؤال افزودند كه از هيچ ارگان و دستگاهي نه تنها وجهي دريافت نداشته اند كه حتي درخواست كمك مالي نيز نكرده اند .
11 – آوايي در بخش ديگر از مصاحبه ، جسارتي بي شرمانه نسبت به امام جمعه محبوب و علماي دارالمؤمنين داشته و گفته اند « اين شماييد كه گستاخانه و به نام دين بچه ها و نوجوانان را گمراه كرده و فريب داده و در خطر قرار مي دهيد . »
براستي مردم اين توهين و جسارت بي شرمانه را كه امروز در قالب كلام و نشريه خودتان منتشر شده است ، آن هم در قبال علما و روحانيت معظم كه هدايتگران راستين جامعه اند بدون پاسخ نخواهند گذاشت ؟ آيا بار ديگر مي توانيد اين سخنان را تكذيب كنيد ؟؟!!
12 – آوايي در انتهاي مصحبه شان اشاره به شهادت 31 شهيد قرآني نموده است ؛ غافل از آنكه آن روز جلسات قرآن در بي توجهي كامل از مسؤلين وقت ، ناچار به استفاده از كمپرسي و ... مي شدند و مسؤلين خدوم جلسات در مظلوميت كامل و بي هيچ مساعدتي ، اردوهاي خويش را برگزار مي نمودند .
البته شما به اين مطلب اشاره نكرده ايد كه تاكنون براي جلسات قرآن اين قلوب تپنده فرهنگي دارالمؤمنين چه خدمتي ارائه نموده ايد ؟؟!!
بدون شك جلسات قرآن هم ، از منظر شما چون علما و مرجعيت ، در جرگه اوباش و بي تقوايان قرار مي گيرند تا ياد بگيرند مشكل خود را با آقايان دراويش حل كنند كه البته اينگونه مباد .